عبد الحسين نوايى

174

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

را عوض كند و به همين جهت وى نيز مثل هزاران مرد سياسى ديگر ايران سياستش در گذراندن وقت و دست به دست ماليدن بود . بديهى است كه هرسياستمدار بىدل و جرأت براى پيش بردن اغراض خود به وسائلى مخفى متشبث مىشود . وى نيز كه جرأت يك اقدام علنى و شديد را نداشت ، از راه دسيسه و تحريك و القاء شبهه در ذهن مردم ، با دشمنان خود مىجنگيد وزير جلى سياست خود را اجرا مىنمود . قسمت اعظم و شايد بتوان گفت سراسر اتهاماتى كه به حزب دموكرات زده شد و شبهاتى كه در ضمير علماى نجف راجع به تقىزاده ليدر دموكرات‌ها راه يافت نتيجهء فعاليتهاى زير جلى ميرزا ابو القاسم خان ناصر الملك بود . اما ناصر الملك خود هيچگونه تظاهرى نمىكرد و حتى از ترس غدغن نمود كه مكاتيب را به نام او ننويسند و معروف است كه از مبداء پست قم اين كاغذهاى تحريك‌آميز به نجف فرستاده مىشد و باز شهرت داشت كه هرهفته متجاوز از پنج‌هزار كاغذ شكايت به عتبات فرستاده مىشد . ناصر الملك بر اثر همين‌گونه فكر و سنخيت به طرف اعتداليون متمايل و متوجه شد . يا آنكه بهتر بگوئيم كه اعتداليون بر اثر توافق مشرب دور وى جمع شدند . اما وى هيچوقت رسما جزو دستجات اعتدالى نرفت . همچنانكه مستوفى الممالك هرگز در حزب دموكرات عضويت رسمى نيافت . بلكه اين‌دو و امثال آنان محور فعاليتهاى سياسى و مقتداى دستجات سياسى خاصى بودند . در اين مبارزه دموكراتها به علت قلت افراد مغلوب شدند و ناصر الملك با چهل راى در مقابل سى و چند راى مخالف به نيابت سلطنت رسيد و چون در آن هنگام به اروپا رفته - بود يا باز بهتر بگوئيم براى محفوظ بودن از مخاطرات سياسى و داشتن فرصت بيشترى براى تحريكات بر ضد دشمنان خود در اروپا اقامت كرده بود مراتب را به وى اطلاع دادند و او نيز پذيرفت . امر مهم ديگرى كه روى داد اين بود كه تقىزاده از مجلس خارج شده از